تبليغاتX
گل پسر
دعوا چرا؟
آقا جان آخه چرا دعوا؟ چرا بزن بزن؟ همه‌ي مشكلات رو ميشه قانوني و مسالمت آميز حل كرد خوب. چرا يقه‌ي همو گرفتيد و ولم نمي‌كنيد؟ همه چيز قابل حله. آخه اينجا قانون حاكمه.
خوب وقتي كه آزادي تو ايران نزديك به مطلقه! (از سخنان رئيس جمهور منتخب 24 ميليون) پس اين حرفا چيه ديگه؟
آره، من تو نشريه‌م يه مشت مطالب خلاف شرع نوشته بودم كه توقيف شدم!
مي‌تونيد لينك خلاف شرع‌ و خلاف قانوني كه چاپ كرديم‌ رو اينجا بخونيد تا دست‌تون بياد "فقدان تحمل مخالف" رو كيا دارند.
به‌گفته‌ي يكي از دوستان كامنت گذار:
"می دانید که مســئول تک تک حرف هایی که می زنید هستیـد."
اين‌جا آنقدر آزادي بيان بيداد مي‌كنه كه براي نوشتن همين "نظرات و عقايدم" در وبلاگي كه روزانه زير 50 بازديد دارد هم بايد بترسم... و از طرف شما تهديد بشم. نگران ف*‌‌ي‌ل‌ت‌ر‌ شدن وبلاگم و خودم! باشم. درود بر شما و اين آزادي بيانتان.
وقتي تو اين چهارسال هزار تا كارخونه درست شد (احتمالا در ملاء از ما بهتران)، و البته اينجانب هم ديدم كه در شهر و استانمون چقدر طرح تصويب كردند و چندتاشون عملا اجرا شد.
جاي من خيلي گرم و نرمه؟ وقتي مي‌بينم پدر و مادرم بعد از 30 سال كارمندي براي دولت، دستشان به هيچ‌جا نرسيده اين حرف‌ها رو مي‌زنم. به خودم مي‌بالم كه آنقدر كوته‌بين نشدم كه با يك سهام عدالت، حقم رو از سرزمين پر نعمت مادري‌ام كافي بدونم.
وقتي طرفداران موسوي اموال خودشونو و همسايه‌هاشونو زدن خرد كردن (البته فقط به نقل از رسانه‌ي ملي) و دوستاني كه منبع خبري‌شون همين رسانه‌ي ملي‌ست، حق دارند كه بگند طرفداران موسوي آشوبگر و غارتگرند.
وقتي سهميه‌هايي كه به "همون‌هايي كه مي‌دونيد" (منظورم خانواده‌ي شاهد نيست) رو به حساب نمياريم، بايد هم بگيم همسر ميرحسين با سهميه دكترا قبول شده.
وقتي چهارسال پيش انرژي هسته‌اي نداشتيم و يهو تو همون چهارسال ايجاد كرديم بايد هم بگيم كه دوره‌هاي قبلي كاري براي انرژي هسته‌اي نكردند.
بله! طرفداراي موسوي يك مشت آدم اغتشاش‌گر هستند كه ضد مقدسات بيانه مي‌دهند و دستشان با استكبار جهاني گره خورده و ...
اما زمان همه چيز را روشن خواهد كرد. چهار سال ديگر، مشاركت مردم را خواهيد ديد. آن وقت شايد بايد به فكر مشروعيت بخشي به نظام بيفتيد.
نظامي كه بنيانگذارش گفت نگذاريد انقلاب به دست نا اهلانش بيفتد.

طرح از: بزرگمهر حسين پور  bozicartoon.com

|+| چهارشنبه 1388/04/03
داغ کن - کلوب دات کام

اميدي كه نااميد شد
اين هم از انتخابات. و اين هم از اصلاحات. پروژه اي كه دوباره شكست خورد. به نظر من مشكل بنيادي تر از اينهاست. مردم ما گرسنه اند. روز تا شب به دنبال نان شب هستند. آزادي بيان كجا؟ حقوق شهروندي كجا؟ حقوق زنان كجا؟ مگر ما چقدر دانشجو داريم؟ آن قدر فشار اقتصادي بر مردم بالاست كه مثلا زنان ما ديگر به حقوق بانوان فكر نمي كنند. سياست اين دولت هم شايد همين بود. گداپروري براي آن‌كه ديگر دم از آزادي و تغيير قانون نزند. مردم گرسنه‌اند. فقر بيداد مي‌كند. تا اين مشكلات ريشه‌اي حل نشوند، اصلاحات بي‌معني است.
به نظر من نمي توان گفت كه تقلب بزرگي در كار بوده است.مشكل اين‌جاست كه مردم ما زود باورند. همان مردماني كه چند ماه قبل از انتخابات به احمدي نژاد فحش مي دادند، به او راي دادند. چرا؟ چون وقتي آمار تورم و بيكاري و ... را در دستان احمدي نژاد ديدند يادشان رفت كه خودشان تورم و بيكاري را چگونه حس كردند. از طرف ديگر بي برنامگي اصلاح طلبان در ارائه‌ي برنامه هاي اقتصادي بود كه سكه را به سمت احمدي نژاد برگرداند.
مطمئنم اكثريت افرادي كه به خاطر ميرحسين راي دادند، اكنون سرخورده شدند. يادم به حرف هاي دوستم افتاد كه مي گفت "راي نده كه احمدي نژاد از قبل انتخاب شده است". ولي حتي اگر سوري بودن انتخابات درست هم باشد به نظر من به نفع نظام بود كه سوپاپ اطميناني به نام ميرحسين را روي كار آورد تا مردم را آرام كند. به هرحال اصلاحات شكست خورد. يك شكست تلخ.

|+| شنبه 1388/03/23
داغ کن - کلوب دات کام

واي واي واي، كانديداي من كوش؟!
ميرحسين موسوي  پس از انجام تحقيقات بسي طويل بدين نتيجه رسيديم كه انتخاب را تحريم كه نكرده هيچ با شور و شعف خوفي در آن مشاركت مي‌جوييم.
بدين وسيله اعلام مي‌گردد گل‌پسر از مهندس جون عزيز، ميرحسين موسوي حمايت مي‌كند. چرا؟ خوب دلايل اين‌كه مي‌خواهم تنها سهم خود از دموكراسي (همين يك عدد راي) را تقديم ميرحسين كنم:

(من نه كاري به احزاب و گروه‌هاي مختلف دارم و نه جو گيرم و نه هيچ‌چيز ديگر. اين تصميم تنها به دليل اين است كه هر كدام از اين موارد را شخصا لمس كرده‌ام)

1- براي حمايت از آزادي بيان
توقيف سه‌ماهه و فشارهاي مختلفي كه به نشريه‌ي دانشجويي‌اي كه مديرمسئولش هستم تحميل شده، ملموس‌ترين مسئله براي آن ‌است كه "مبارزه با آزادي بيان و ايجاد خفقان و محكوم‌كردن صاحب‌نظران به خفه‌شدن را " ويژگي دولت مهرورز و اكثر اصول‌گرايان بدانم. توقيف مجلات و روزنامه‌ها و وب‌سايت‌هاي منتقد دولت و همچنين تخته‌شدن در انجمن‌هاي‌اسلامي و ديگر كانون‌هاي دانشگا‌ه‌ها (جز بسيج و نهاد) هم كه بر كسي پوشيده نيست.
2- وضعيت اقتصادي
تصميمات عجولانه‌ي دولت مهرورز را براحتي مقايسه كنيد با 8 سال نخست وزيري ميرحسين، 8 سال دولت سازندگي و 8 سال دولت اصلاحات. كشور در مسير پيشرفت (هر چند با شيب كم) بود كه در پايان اين چهار سال به سراشيبي با شيب زياد رسيد. تورم و بيكاري و همه‌ي چيزهايي كه خود مي‌دانيد.
3- سياست خارجي
"گفت‌گوي تمدن‌ها"ي آقاي خاتمي و سرفرازي‌اي كه ايراني در سطح جهان بدست مي‌آورد (با توجه به وجود دولت بوش كه ايران را محور شرارت ناميد) واقعا اميدوار كننده بود. اما گويا آقاي احمدي‌نژاد رئيس جمهور جاي ديگري‌است! در نزد اين‌آقا مردم ايران عزيزترند ياانتخابات! كاريكاتور از مجيد صالحي مردم غزه و لبنان؟
4- ارزش‌مندي ايراني‌بودن در كنار مسلمان بودن
نگرش آقاي احمدي‌نژاد و عموم اصول‌گرايان به ارزش كمتر ايراني‌بودن و اهميت كمتر به مسائل‌ملي است. ميراث فرهنگي ما، تخت جمشيد و پاسارگاد و سايرين در نظر دولت نهم اهميتي هم داشتند؟ چرا بايد يكي از موارد اتهامي به نشريه‌ي من "چاپ كردن طرح كوروش كبير" باشد؟!
5- آزادي اجتماعي
اين مقوله با آن‌كه شايد به اين زودي‌ها در كشور ميسر نشود (به‌دليل افكار متحجرانه بسياري از سياست‌مداران) ولي احتمال رسيدن نسبي به آن با انتخاب ميرحسين بيشتر است.

توضيح: اولا موارد بيشتري مدنظرم بود كه مهم‌هايشان را نوشتم. دوما هر دولتي هم خوبي داشته و هم عيب. چه دولت اصلاحات و چه دولت آقاي احمدي‌نژاد. سوما اين موارد برداشت‌هاي شخصي من هستند و منظورم از طرح آن‌ها متقاعد كردن شما نيست.

|+| جمعه 1388/03/08
داغ کن - کلوب دات کام

امتحانات و انتخابات
  انتخابات!بدجور گير كرده‌ايم ميان اين امتحان‌هاي ميان‌ترم مزخرف. داريم نفله مي‌شويم. هر هفته يك امتحان. از همه بدتر اين‌كه امتحان روز 23 خرداد گويا افتاده آخر امتحانات و اين بدين معني‌است كه بيچاره شديم. انگل را افتاديم، رفت. آخر چه فرقي مي‌كند انتخابات را عقب بيندازيد!

  پ.ن: خانم خبرنگار به همراه آقاي فيلمبردار خفتمان را گرفتند كه مصاحبه كن وگرنه مي‌رويم يكي بهتر را پيدا مي‌كنيم! من هم پس از چند ثانيه واكاوي شرايط معامله بدين نتيجه رسيدم كه بروند و يكي از ما بهتران پيدا كنند. مخصوصا آن‌كه سامان هم پيشم بود كه تنش مي‌خارد براي اين‌كارها.

خوب اگر بنده مصاحبه مي‌كردم چند حالت داشت:
الف:
من: شركت در انتخابات يك وظيفه‌ي ديني و ملي و شرعي و خوبي مي‌باشد و ...
خانم خبرنگار: آفرين گل‌پسر خوب!
ب:
من: بنده در انتخابات شركت مي‌كنم چون مي‌خواهم كسي انتخاب شود كه صلاح مملكت را بداند و وضعيت زندگي ما خوب شود نه‌اينكه اين آقاي احمدي نژاد ....
خانم خبرنگار: متشكرم ... كات كن اصغر (اصغر اسم فيلم‌بردار است)
من: بذار حرفمو بزنم اين دولت مهرورز كه تحمل انتقاد هم نداره و نشريه‌ام رو توقيف كرده ....
ج:
من: انتخابات بايد آزادنه باشه بريد جمع كنيد با اين شوراي نگهبان هركي رو مي‌خوايد انتخاب بشه صلاحيتشو تاييد مي‌كنيد....
خانم خبرنگار...؟ نيست!
 آقاي پليس امنيتي: شما به علت تبليغ ضد نظام بازداشتيد.

پ.ن: با تشكر از صدف‌ عزيز به‌خاطر يادآوري غلت! هاي املايي.





|+| شنبه 1388/03/02
داغ کن - کلوب دات کام