تبليغاتX
گل پسر
خدانگهدار
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد ،
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد ،
راهی نروم که بیراه باشد ،
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را ...
یادم باشد که روز و روزگار خوش است ...
همه چیز رو به راه و بر وفق مراد است و... خوب . . . تنها ... تنها ...
تنها دل ما دل نیست . . .

گريه گردم، گريه کردم! اما دردمو نگفتم!
تکيه دادم به غرورم تا ديگه از پا نيفتم!

چه ترانه بی اثر بود، مث مشت زدن به ديوار
اولين فصل شکستن! آخرين خدانگهدار!

من به قله می رسيدم اگه همترانه بودی!
صد تا سدو می شکستم اگه تو بهانه بودی!
اگه همترانه بودی! . . . اگه تو بهانه بودی! . . .

با تو فانوس ترانه، یه چراغ شعله ور بود ،
لحظه ها چه عاشقانه ، قاصدک چه خوش خبر بود ،
کوچه ها بدون بن بست ، آسمون پر از ستاره ،
شب و گلخونه ی خورشید ، واژه ها شعر دوباره . . .

دست تکون دادن آخر ،
توی اون کوچه ی خلوت ،
بغض بی وقفه ی آواز ،
گریه های بی نهایت . . .

گريه گردم، گريه کردم! اما دردمو نگفتم! . . .
برداشت از ترانه ی جاویدان " خدانگدار" اثر شادروان ناصر عبدالهی.

دیروز که خبر دلگیر فوت ناصریا رو شنیدم، خیلی دلم گرفت. ترانه های به یاد ماندنی اش همواره در ذهن من خواهند ماند.
از دست رفتن این عزیز را به خانواده اش و جامعه ی هنری کشور تسلیت می گم. بیایید همگی برای شادی روح آن مرحوم دعا کنیم.
---------------
در آپ قبلی یک سوال مطرح کرده بودم با عنوان " اگه نامرئی بودین چه کار می کردین؟ " بعضی از دوستان جوابی دادن که در نوع خودش جالبه. مثلا رعنا خانم جواب دادن:"من اگه نامرئی بودم که کاش بودم هر وقت دلم واسه عشقم تنگ می شد میرفتم و یه بوسه فقط یه بوسه با تمااااااااااااااااااااااااااااااااام وجودم می گرفتم." ای خوش بحال اون معشوقی که شما داری! سولماز جان هم که دوست ندارن نامرئی بشن. دلتنگ عزیز هم حوششون نمی یاد.زهرا خانم هم که اهواز تشریف می بردن.چه خبره اهواز مگه؟
لطفا تو نظراتتون باز هم به این سوال جواب بدین خب؟
اما در این یک هفته ای که وبلاگ راه افتاده دوستان لطف کردن و نظرات زیادی دادن.من هم وظیفه می دونم پاسخ بعضی از این نظرات که نیاز به یه توضیحی دارن رو بدم:آرش جان من هم شب یلدا را به شما تبریک می گم.و با تبادل لینک هم موافقم. دلتنگ جان هم که شکسته نفسی نمودن.اگه ما شما رو نمی دیدیم که الان زیر سایه ی لطف شما نبودیم!
 ------------------------
چي مي شد؟
چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده چرا كه ديروز ما وقت نكرديم از او تشكر كنيم .
چي مي شد اگه خدا فردا ديگه ما را هدايت نمي كرد چون امروز اطاعتش نكرديم .
چي مي شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا كه امروز قادر به دركش نبوديم .
چي مي شد ديگه هرگز شكو فا شدن گلي را نمي ديديم چرا كه وقتي خدا بارون فرستاده بود گله كرديم .
چي مي شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دريغ مي كرد چرا كه ما از محبت ورزيدن به ديگران دريغ كرديم.
چي مي شد اگه خدا فردا كتاب مقدسش را از ما مي گرفت چرا كه امروز فرصت نكرديم آنرا بخوانيم .
چي مي شد اگه خدا در خا نه اش را مي بست چون ما در قلبهاي خود را بسته ايم .
چي مي شد اگه خدا امروز به حرفهايمان گوش نمي داد چون ديروز به دستوراتش خوب عمل نكرديم .
چي مي شد اگه خدا خواسته هايمان را بي پاسخ مي گذاشت چون فراموشش كرديم.
و چي مي شد اگه ... ؟
بر گرفته از وبلاگ پسر عمویم.

در ضمن همگی شب یلدای خوبی داشته باشن
و آخرین جمله:
آغاز کسي باش که پايان تو باشد!!
تا آپ بعدی خدانگهدار

|+| پنجشنبه 1385/09/30
داغ کن - کلوب دات کام

خونه غرق سکوته
تنم در حسرت عطر تو بی تاب
خیالم خیسه شبنم روی گلبرگ یاد چشم تو خواب
نمی دونی چه سخته
نمی دونی چقدر سخته نبودت
دلم بی تو میمیره
منم دیوونه ی ناز وجودت
آخ دلم هواتو کرده نازنینم
نمی خوام بی تو دنیا رو ببینم
آخ دلم هواتو کرده شبیه گریه کردن وقت بارون
مثل آواز غصه واسه قلبی شکسته و پریشون
دلم می گیره بی تو
چه بغضی دارم از حرفای دوریت
چشام چشماتو می خواد، واسه ی دیدنت گم شد صبوری
تو آفتابی ترینی
تماشایی تویی تو موج دریا
نفس گیر نبودت
چقدر خالیه جای عطرت اینجا
دلم هواتو کرده چه تنهایی من تاریک و سرده
یه عمره بی قراره، می خواد دور و ور چشمات بگرده

درود به همه ی دوستان چه عزیزانی که نظر دادن و چه اونایی که کم لطفی کردن و نظر ندادن و از همه ی دوستان چه اون هایی که ما رو خوشتی تشخیص دادن و چه اون هایی که زشت. به هر حال من همینم که می بینید!در این چند روزی که از ایجاد وبلاگ می گذره فکر های زیادی کردم در مورد این که چه مطالبی را در وبلاگ قرار بدم.یعنی مطالب بیشتر به متون و اشعار ادبی گرایش کنه یا به طنز و یا به مطالب پزشکی و سلامت و یا درباره ی مهدویت.هر چی با خودم کلنجار رفتم فایده نداشت تا اینکه تصمیم گرفتم ببینم حس کدوم هست! یعنی هر وقت که می یام آپ کنم اگه حس طنز باشه به صورت طنز بنویسم و هر وقت حسم عشقولانه باشه عشقی و......
اما امروز می خوام از همه ی بازدید کنندگان سایت یک سوال بپرسم:
اگه نامرئی بودین چه کار می کردین؟
لطفا جوابتون رو تو نظرات بدین.خب؟

این هم تقدیم به همه ی دوستان:

اگر ماندی...
فعلا بای
-----------------------------------------------

|+| دوشنبه 1385/09/27
داغ کن - کلوب دات کام

من چه کاره بیدم؟
همینطور که می بینید این وبلاگ موضوع خاصی نداره و از هر چیزی بگید توش هست.خب من فکر کردم پرداختن به یک موضوع خاص اون هم برای من که آدم همه جانبه نگری هستم زیاد خوب نباشه.(فکر نکنید چون پزشکی می خونم همه رو جسدی برای تشریح می بینم).

 

من احتمالا فردا هم آپ می کنم. نظرات فراموش نشه. خب؟

|+| شنبه 1385/09/25
داغ کن - کلوب دات کام

دیر خبر آوردی
با سلامی دوباره و ممنون از همه ی دوستان گلم که نظر دادن.کمپلکس دوستون دارم.آپ امروز یه شعری مسروقه(یادم نیست اون طرف خوشبخت کی بود)هستش که خیلی جالبه و عشقولانه.در این شعر عشق با انتظار همراه شده که نشادن دهنده ی انتظار عاشق برای رسیدن به معشوق خودشه.لطفا بخونیدش و نظراتتون هم بنویسید.خب؟
گفت با من که یار از تو بدتر است
گر تو نیک باشی او بهتر است
گفت عشق با انتظار معنا شود
گر شوی نزدیک من دل رسوا شود
دل شود رسوا نه از روی دروغ
بلکه از دوست داشتن های پر فروغ
انتظار شعله ور گردان کند
عشق تو بر معشوق بی پایان کند
هر زمان شد از انتظار
بیم هلاک از روزگار
آن زمان بر گونه ات یابی
قطره اشکی چون دُرِ دریایی
زین جهت این اشک ، اشک یار است
پس بدان این پایان انتظار است

|+| شنبه 1385/09/25
داغ کن - کلوب دات کام

انتظار موعود1
اینم اولین پست وبلاگ در قسمت انتظار موعود.من این قسمت رو با یک متن ادبی زیبا شروع می کنم. الهم عجل لویک الفرج
سرآغاز دفتر
سلام پاك تنها يوسف زهرا،نور چشم ختم نبوت،عشق سردار صحراي داغ كربلا،گل
سرسبد نرجس خاتون، به تمام جوانان پاك ايران زمين و تمام مسلمانان جهان

دفتري نو براي تنها انتظار دلمان باز كردم.تنها ستاره درخشان قلبمان.
تنها پناهگاه شبهاي تنهايي.تنها خزانه الماس دلمان.تنها صداي شبانه دلمان.

اي جوانان.اي كساني كه پاكترين دلهاي هستي را داريد.اي كساني كه با يك
قطره اشك شما هزاران فرشته به شيون و زاري مي افتند.اي كساني كه با يك
اشاره قلبتان به سوي حق هزاران رحمت بسويتان نازل ميشود.كساني كه با يك
ترك غم در دلشان زمين به لرزه مي افتد.

بياييد.بياييد.بياييد اي مقدسترين انسانهاي زمين.بياييد اي زيباترين خلق
روي زمين.بياييد تا از همين امروز.نه.از همين حالا پيماني را ببنديم.
پيماني كه هيچ فتنه اي نتواند آن را بشكاند.پيماني كه شيطان در گسستن آن
به ناله در آيد.پيماني كه هر روز محكمتر شود.پيماني كه هر ساعت بر بستن
دستي بر آن افزونتر شود.

بياييد با هم پيمان ببنديم.بياييد پيمان ببنديم كه از همين لحظه يار ابدي
يوسف زهرا باشيم.پيمان ببنديم كه از همين حالا عاشق سينه چاك يگانه باشيم.
پيمان ببنديم با هم،دست به دست هم،يكايك تيرهاي سه شعبه در قلب مولا را با
هم بيرون بياوريم.پيمان ببنديم كه با لبخندي دوباره مرهمي بر زخمهاي مولا
بگذاريم.پيمان ببنديم كه با هم خانه اي بسازيم كه هيچ بادي نتواند آن را
خراب كند.پيمان ببنديم كه به سرافرازي سرو باشيم.

بياييد از همين امروز يكي از يارانش باشيم.نگوييد نميتوانم.بگوييد ميتوانم.
بگوييد يا علي.بگوييد ميتوانم اما با توكل.بگوييد ميتوانم اما با ياري او.
بگوييد ميتوانم اما به عشق او.
پس بياييد همه از همين حالا اولين پيمانمان را اجرا كنيم.
اولين پيمان:
من به عنوان يك جوان مسلمان،از همين امروز با ديگر جوانان مسلمان پيمان
ميبندم كه براي ايجاد شاهراه به سوي يار يوسف زهرا شدن،از همين امروز
تا چهل روز ديگر و حتي تا روزهاي بعد،هر روز دعاي عهد امام زمان را بخوانم.

بياييد در كنار هم اولين پيمان زندگي جوانانه امان را اجرا كنيم.
بياييد در كنار هم اولين عشق معنوي زندگي دنيوي امان را تجربه كنيم.
بياييد.بياييد.بياييد.

او می آید...

هميشه سبز در دشت نبوت باشيد.

|+| جمعه 1385/09/24
داغ کن - کلوب دات کام

چی بودیم و چی شدیم!
شاعر می گه:
بهرام که گور می گرفتی همه عمر ... دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟

خدا باعث و بانی این کنکور را جای این بهرام قرار دهد (بگو آمین) . به جون خودم نه به جون شما که می خوام دنیاتون نباشه! پارسال سخت ترین سال زندگیم بود. مثل(بلا نسبت ) خر درس می خوندم (به قول خودم خر بدبخت را چنان می زدم که عمرا اگه کسی بتونه اونطوری بزنه).از تمامی تفریحات و سرگرمی ها محروم بودم و چون اقلیت محروم جامعه در گوشه ی این خانه ی درندشت ریاضتی می کشیدم که یه چی میگم یه چی میشنفی!از یه طرف دیگه این قانون احمقانه که اگه قبول نمی شدم باید بلافاصله پس از کنکور برم سربازی بر اضطراب من می افزود.(توضیح:من متولد66ام)
خدا را صد هزار مرتبه شکر در رشته ی دلخواهم قبول شدم.خداییش هنوز هم وقتی اون دوران تیره و تار را با یاد می یارم چهار ستون بدنم به رعشه می افته.اگه شما کنکوری هستید بدجوری حالتون رو درک میکنم و تقاضا می کنم نظر بدین تا شما را از ادامه ی زندگی منصرف کنم!
یک مطلب طنز هم درج میکنم درباره 3 دسته ی کنکوری ها:خرخون ها - درس خونها و بی خیال ها.برای خواندن مطلب روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.(بر گرفته از  وبلاگی که نمی دونم اسمش چی بود!)

اینم گفتار آخر:
اگه يه روز به سيخ كشيدنت ناراحت نشو چون خيلي جييييگري !!!
(توضیح:عمرا اگه وجه تشابه این گفتار را با شعر بهرام درک کنید!)


ادامه مطلب
|+| جمعه 1385/09/24
داغ کن - کلوب دات کام

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
با سلام به همه ی دوستان عزیز.این اولین پست منه و انشا الله سعی می کنم نظرات و عقاید خودم و مطالب مفید و جالبی را که دارم از این طریق در اختیار شما قرار بدم.
این وبلاگ شامل موضوع های اصلی زیره:
خودمونی:
یه چیز تو مایه های هر چه می خواهد دل تنگت بگو! شامل چرندیاتی که از خودم(روم به دیفار)بالا اوردم و خزعولاتی از این قبیل.
پزشک چی:
همون طور که گفتم من پزشکی می خونم.از این رو مطالبی در باره ی این رشته و نکاتی در مورد پزشکی و سلامت که قابل استفاده برای همه ی بر و بچس باشه درج می کنم.
انتظار موعود:
من قبلا صاحب وبلاگ انتظار موعود بودم که به دلایلی نتونستم اونو آپ دیتش کنم.الان هم تصمیم گرفتم مطالب اون وبلاگ را ادامه بدم.این قسمت شامل مطالب پیرامون مهدویت و موضوع های مرتبط با اونه.
آرامش سافت:این هم درباره ی گروه نرم افزاری آرامش سافت (تولید نرم افزار های چند رسانه ای و آموزشی) هستش. مطالب در باره ی محصولات و ... (برنامه نویس و گرافیست تمامی این نرم افزار ها هم منم)
توجه مهم:
از اون لحاظ که همه ی ما از طرفداران سینه چاک قانون کپی رایت هستیم! و احتمالا 99 درصد (و شاید بیشتر) مطالب وبلاگ هایمون(حتی شما!!) از طریق فرایند Copysition ایجاد می شه لازم دونستم بگم:
تمام مطالب این سایت از خودمه مگر اینکه زیرش قید شده باشه برگرفته از فلان سایت (یا وبلاگ) بدبخت!

فعلا

|+| جمعه 1385/09/24
داغ کن - کلوب دات کام