پس از کلی در به دری انتخاب واحد کردیم (البته ما که چیزی انتخاب نکردیم!)![]()
همه ی ترم بالایی ها می گن صفری ها بابا این ترم اول که ترم تفریحیه! تازه کلی قصه می گن که ۱۲ هزار پزشک بیکار داریم و شما هم به جمع بیکار ها اضافه شدید! بعدش هم نصیحت می کنن که برید شغل آزاد به صرفه تره!![]()
ولی وقتی سر کلاس بیوشیمی و آناتومی نشستیم حسابی کف کردیم! ۲.۳۰ ساعت کامل استاد حرف می زنه و ماهم فرت و فرت جزوه می نویسیم(تا خدای نکرده مجبور به رو زدن به کس دیگه ای نشیم)
از همه بدتر استاد آناتومی گفته به خاطر نبود امکانات از جسد کهنه استفاده می کنیم(برای تشریح)!
من که از همین ترم اول سعی می کنم حسابی بخونم چون مجبورم. البته این وبلاگ رو اصلا ولش نمی کنم.فعلا فقط می تونم بگم خداییش سخته!![]()
ح.خ-الان از سایت دانشگاه استفاده می کنم. کاملا مجانی! چه حالی می ده!![]()
فعلا![]()
همه می گذرند و می گویند چقدر عجیب عاشق شدی و من بی توجه به گفته ها هنوز هم در حسرت دیدن توام ولی کم کم تیک تاک ثانبه های انتظار به من فهماند که هرگز نمی آیی نمی خواهم باور کنم که حالا میان اصوات خاموش اشک همه می گذرند و می گویند :
چقدر ساده فراموش شدی !
ح.خ1-این شعر بالایی رو از وبلاگ یه دختر دیوونه کش رفتم! که البته چون دیدم قشنگه آوردمش وگرنه خدا نکنه عاشق بشم!
ح.خ2-اینجا هوا ییهو گرم شده و پس از چندین ماه تونست به بالای صفر درجه برسه!
ح.خ3-من از هفته ی دیگه می رم دانشگاه و شروع می کنم. خداییش این 6 ماه بیکاری (از روز کنکور که فکر کنم 11 تیر بود تا حالا) واقعا الاف بودم تعطیلی زیادیش هم اصلا خوب نیست!![]()
ح.خ4-ببخشید که دیر به دیر می آم ولی سعی می کنم حتما جواب کامنت هاتونو بدم و البته هر هفته آپ کنم چون به نظرم پیوسته آپ دیت کردن بهتر از زود زود ولی مقطعی آپ کردنه!
ح.خ5- 6600 رو عشقه بابا N-93 کیلو چند؟!![]()
ح.خ6- کاری ، باری؟ پس بای!![]()
![]()

و در آخر:
برادر و خواهرم:
هرگاه دلسرد شدی این را به یاد داشته باش که شاید ما فرق کنیم، شاید حال ما تغییر کند اما امام حسین همان امام حسین قبلی است.پس یا علی!

چند روز دیگه تولدمه.(3 بهمن) امسال نمی خوام تولد بگیرم. من فدای امام حسین و ابوالفضل. اگه قابل باشم. یا امام حسین ممنونت. من پارسال همین موقع یه نذری پیش امام حسین کردم. از ایشون خواستم اگه اون چیزی که می خوام پیش بیاد سال دیگه تا می تونم برات عذاداری می کنم. به اون چیزی که می خواستم رسیدم. دوست دارم ای حسین شهید. کاشکی می تونستم عملا شیعه باشم. خدایا کمکم کن.

شگفتا از تواي خاك كربلا!
صدوق از هرثمه بن ابو مسلم نقل كرده كه گفت: درجنگ صفين،درركاب علي بن ابي طالب بوديم.چون برگشتيم دركربلافرودآمدونمازصبح را ادا فرمود،سپس ازخاك كربلابرداشته بوييدوفرمود: شگفتاازتواي خاك كربلا! انسانهايي ازتو برآيند كه بي حساب وارد بهشت شوند.
هرثمه نزد همسرخودكه ازشيعيان علي بودبرگشته گفت:آيا از مولايت ابوالحسن سخني برايت بگويم؟ اودركربلا فرود آمده نمازگزارد،سپس ازخاك آن برداشته(بوييد) و فرمود: شگفتا از تواي خاك كربلا! انسانهايي ازتوبرآيند كه بي حساب وارد بهشت شوند. همسرهرثمه گفت: اي مرد! اميرمؤمنان جزحق نمي گويد.
چون امام حسين به كربلا آمد، هرثمه گويد: من درسپاهي بودم كه عبيدالله بن زياد به كربلا فرستاد. چون جايگاه فرود علي وآن درخت را ديدم سخن علي به يادم آمد. بي درنگ بر شتر خود سوار شده، محضر امام رسيده، براو سلام كردم واز سخن پدرش اميرمؤمنان پيرامون اين دشتي كه منزل گزيده خبرش دادم. فرمود:‹‹ آيا با مايي يا بر ما››؟ گفتم: نه با تو نه بر تو، نوباوه هايي را (دركوفه) جاگذاشته ام كه از عبيدالله بن زياد بر آنان بيم دارم.حضرت فرمود:‹‹ پس به جايي برو كه كشتن ما را نبيني و صدايي را نشنوي. به آن خدايي كه جان حسين در دست اوست، امروز كسي دادخواهي مارا نشنود كه به فرياد ما نرسد مگر خدا او را به رو در جهنم اندازد››.
اين الطالب بدم المقتول بکربلا؟ . . .
. . . سلام بر عاشورا!
سلام بر سيد شهيدان و برترين عارفان اباعبدالله الحسين«ع» و اصحاب و ياران با وفاى او.
سلام بر عاشورا!
عاشورا نامى آشنا است كه در فراخناى مدلول خود، جهانى از مفاهيم نغز و دلربا، نهان دارد و بر بال خود در فضاى بيكران تاريخ، پيامهايى از نور هدايتحمل مىكند. عاشورا جلوهگاه زيباترين ارزشها، دل انگيزترين پيامها، با طراوتترين شكوفهها و شيرينترين شهدهاى انسانيت است. عاشورا! با يك نگاه آوردگاهى بود در سال 61 هجرى، كه دو گروه به مصاف هم رفتند; ولى از منظرى ديگر، گويا همه تاريخ، گذشته و آينده آن، فشرده شده و در آن روز سوزان در صحنهاى نمودار شده بود تا همه فضليتها، شايستگيها و نيكيها را در خود جلوهگر سازد.
عاشورا! به مثابه يك روز ماندگار و مكتب عشق و اخلاص، از آن رو، تداوم يافت و بالنده شد، كه علاوه بر آن كه در آن عصر آزمون بزرگ و بىنظير الهى بود، در خود همه عناصر فراعصرى، ماندگار والهام بخش را بر فراز قرنها و تمدنها و جوامع بشرى، يكجا، گرد آورده بود. عاشورا! كاروانى از نور بود كه در آن صبر و تحمل دشوارترين مرارتها با اخلاص و عشق و عرفان در هم آميخت، و چنين شد كه عاشورا ماند و در گذرگاه زمان همواره جارى است.
عاشورا! در عين همه شفافيت و روشنايى، از چنان پيچيدگى، ژرفايى، تودرتويى و تنوع پيامها برخوردار است، كه در هر عصر مىتوان از منظرى نو بدان نگريست و درسها برگرفت، و با رويكردهاى گوناگون سياسى، اجتماعى، اخلاقى، فقهى و.. . به تحليل نوينى دستيازيد و بسى نكته نو بر گرفت و در اين ميان، چهره اخلاقى - عرفانى عاشورا از درخشندگى ويژهاى برخوردار است و به يقين مىتوان گفت: زيباترين جلوه عاشورا، در اوج عشق و شيدايى و عرفان حسين(ع) و ياران وى نمودار شد و اينك نمونههايى از سخنان زيبا و عارفانه حضرت: آنگاه كه حسين(ع) و يارانش در روز عاشورا در سختترين شرايط قرار داشتند، مرگ را اينگونه ترسيم مىكند: «صبرا ايها الكرام فما الموت الا قنطرة يعبركم عن البؤس و الضراء الى الجنان الواسعه والنعيم الدائمه فايكم يكره ان ينتقل من سجن الى قصر و ما هو لاعدائكم الا كمن ينتقل من قصر الى سجن و عذاب... اى فرزندان انسانهاى شرافتمند و بزرگوار، شكيبا باشيد; زيرا مرگ [براى شما] تنها گذرگاهى است كه شما را از سختيها و گرفتاريها به بهشت گسترده و نعمت پايدار منتقل مىكند; كدامين از شما انتقال از زندان به قصر را ناخوشايند مىدارد [در برابر] مرگ براى دشمنان شما همانند انتقال از قصر به زندان است» آنگاه فرمود: «اين سخن رسول خدا(ص) است كه پدرم على(ع) از او برايم نقل كرد، نه من دروغ مىگويم و نه به من دروغ گفته شده است. (بحارالانوار; ج 6، ص 154)
و در سحرگاه عاشورا، در راز و نيازى عاشقانه به درگاه خداوند مىفرمايد: «اللهم انت ثقتى فى كل كرب و انت رجايى فى كل شده و انت لى فى كل امر تزل بىثقه و عده فانت ولى كل نعمة و صاحب كل حسنه و منتهى كل رغبه... 