تبليغاتX
گل پسر
هدیه‌ی زیبا
شماره‌ی 171 که دلیل توقیف نشریه اعلام شده. کلیک کنید برای تماشای تصویر بزرگ

اصولا یک چیزهایی در زندگی آدم وارد می‌شود که خوب باهایشان ارتباط برقرار می کنیم. جوری که جزئی از زندگی مان می شوند. ترانه‌های فلان خواننده، کتاب‌های فلان نویسنده یا اشعار فلان شاعر. این روزها پس از چلچراغ؛ همشهری جوان یکی از بهترین همراه های اوقات تنهایی‌ام بود. نشریه‌ای که تنها "جوان‌پسند" نبود؛ بلکه نیاز‌های جوانان را می‌شناخت و سعی در حل‌شان داشت. چه از لحاظ محتوا و چه از لحاظ طراحی و ساختار واقعا بی‌نظیر بود.
وقتی مطلع شدم دولت به ظاهر محترم! به مناسبت روز جوان، توقیف همشهری جوان را به جوانان هدیه داده، واقعا شوکه شدم. فکر می کردم حداقل به خاطر وابستگی ای که به شهرداری تهران دارد از توقیف مصون است، همچنان که مطالبش به طیف چپ هم تمایل نداشت.
البته چون تاکنون خبر توقیف این مجله رسما به این مجله  ابلاغ نشده  همچنان امیدوارم به توقیف نشدنش. حتی خبرهایی هم میرسه مبنی بر اینکه فعلا بحث توقیفش منتفی شده است.
گویا علت توقبف آن دامن زدن به روابط دختر و پسر! در شماره 171 اش بوده. من که این شماره را کاملا خوانده بودم و در آرشیوم داشتم؛ خنده ام گرفت و حتی به احمق بودن صادرکنندگان این حکم یقین کردم! آخر در این شماره به عشق های امروزی نگاه بدبینانه‌ای کرده بود و گزارشات و نقدهای آن به رد عاشقی های امروزی گرایش داشت.
خلاصه داستان ف ی ل ت ر ینگ و سانسور دولت عدالت محور همچنان ادامه دارد. برای خودمان متاسفم.

پ.ن1- هر وقت که تقویم رو ورق می‌زنم اولین کاری که می کنم اینه که ببینم چند روز به پایان احمدی نژاد مونده
پ.ن2- روز پزشک رو به تمامی دوستان پزشکی‌ام تبریک میگم. امیدوارم پزشکی بشیم که هیچ گاه منفعت خودمونو به منفعت بیمارمون ترجیح ندیم.

پ.ن۳- با چاپ آمدن همشهری جوان این هفته روی کیوسک های روزنامه فروشی خیالمان راحت شد. بازنگری صورت گرفته برای توقیف نشریه باعث شد که این همراه صمیمی مان از دست نرود.

|+| چهارشنبه 1387/05/30
داغ کن - کلوب دات کام

گلایه‌های بی‌جواب
یک عالمه گله دارم.آنقدر که اگر بساط گلایه هایم را باز کنم در حیرتش می مانی. آنقدر به خودم و این روزگار لعنت گفتم که گویا پا از گلیمم دراز تر کرده ام.  از اینکهلطفا برای تماشای تصویر کامل کلیک کنید این دنیا را چگونه به ظلم و کینه آراسته اند و از آن لذت می برند...
...به کدامین گناه در اوج جوانی در ناامیدی زندانی مان کرده اند؟ به کدامین گناه اختیارمان را گرفته اند و ما را به زنجیر خواسته های خودشان کشیده اند؟ به کدامین گناه عشقمان را جرم می دانند و به کدامین گناه تلامشان برای آزادی طبیعی مان با سرب داغ پاسخ می دهند. کجاست آزادی؟ کجاست انسانیت؟ کجاست معنویت؟ کجاست خدا؟
می گویند خدا را در مسجد و پای منبر فلانی و در خانه ی فلان حاجی جست و جو کن. می گویند منتظر منجی باش. منتظر باش تا بیاید. همین! منتظر باش و منتظر.
من خدا را در دستان پر زخم آن کودک خیابانی پیدا کردم. خدا را در لبخند مهربان پدر و مادرم تصور کردم...

انتظار را دوست دارم. دوست دارم چون لذت انتقام از لحظه ی سخت انتظار را چشیده ام.
می گویند منتظر باش. انتظار به چه معنی؟ اینکه دعای فرج بخوانم و حال آنکه معنی اش را هم نفهمم؟ اینکه نمازی بخوانم که درآن برنامه های ریا و طمع خود را مرور کنم؟
...چگونه میلادت را جشن بگیرم؟ حال آنکه یک سال دیگر به غربتت میان اهل آدم اضافه شده است...

پ.ن۱- پیشاپیش روز پزشک رو به همه ی دوستان پزشکی تبریک می گم.

|+| شنبه 1387/05/26
داغ کن - کلوب دات کام

ایران من

موطنم ايران است، ايراني كه ديروز، ظاهرا، مهد تمدن و تاريخ بوده؛ مردماني داشته صاحب منشور حقوق بشر؛ زماني صاحب علم روز بوده و هزاران برتري ديگر.
و اما امروز ايران؟! چيزي مانده از آن شكوه؟ به كدامين تاريخمان افتخار مي كنيم وقتي نشاني از آن در امروزمان نمي بينيم؟

پ.ن1-راننده ی تاکسی، هر چی تو دلشه میگه. اصلا کاری نداره کیا تو تاکسی نشستن، فقط درد دلش رو میگه و ناله می کنه از زندگیش. از گرونی، از بدبختی هاش. میگه با چه سختی نون زن و بچه شو درمیاره. از اینکه دنیا جلوش تیره و تار شده.
پ.ن2- مسافرتي دوروزه به اصفهان نموديم! پسرعموي مبارك ديديم و از مصاحبت وي بسي كيف نموديم، نمودني!
پ.ن3- تابستونم پر شده از كاراي عقب مونده، بايد بچسبم تمومشون كنم.
|+| جمعه 1387/05/18
داغ کن - کلوب دات کام

شاعر می شویم!
تا جایی که می دونم نه خودم، نه بابام و نه بابای بابام! اهل شعر و شاعری نبودن. البته منم تا حالا یه مصرع از خودم در نکرده بودم ولی خوب گفتم من که به هر هنری دستی کشیدم اون هنر رو به مرز فنا بردم بذار یه شعری هم بگیم که حجت رو بر اهالی هنر تموم کنیم! خلاصه، پس از چند روز جست و جو به دنبال قافیه، همینطور که تو این عکس می بینید من به معنی واقع کلمه (گلاب روتون) از خودم عشق بالا آوردم! شعر قشنگی سرودم یا نه؟ در ضمن توضیح اضافه تر هم نداریم، لطفا سوال نفرمایید.

ببین چقد نازه!

درسته که دوست دارم من زیاد
چی کار کنم کاری ازم بر بیاد؟

دلت گرفته عزیزم می دونم
عاشقم و سرتاپا من جنونم

دنیای ما لعنتیه همین بس
بدتر از این هس بمونیم ما بی کس؟

ببخش منو اگه تنهات گذاشتم
آخه گلم، راه دیگه ای داشتم؟

دلم رو دادم به خودت، بی دلم
من تو رو میخوام، به خدا، خوشگلم

وقتی که گفتی عاشق بارونی
این رو تو باید همیشه بدونی

من بوی بارونو که حس می کنم
به یاد عشقت زیر اون می مونم

خوشگله ماه، تو آسمون اون تکه
اما برام، تنها تویی معرکه

میدونم زندگی انتخابت نبود
اما تویی برای من هست و بود

بمون کنارم همیشه، قول بده
رفتم اگر، نذار که یادم بره...

|+| جمعه 1387/05/04
داغ کن - کلوب دات کام