پس از انجام تحقيقات بسي طويل بدين نتيجه رسيديم كه انتخاب را تحريم كه نكرده هيچ با شور و شعف خوفي در آن مشاركت ميجوييم.(من نه كاري به احزاب و گروههاي مختلف دارم و نه جو گيرم و نه هيچچيز ديگر. اين تصميم تنها به دليل اين است كه هر كدام از اين موارد را شخصا لمس كردهام)
1- براي حمايت از آزادي بيان
توقيف سهماهه و فشارهاي مختلفي كه به نشريهي دانشجويياي كه مديرمسئولش هستم تحميل شده، ملموسترين مسئله براي آن است كه "مبارزه با آزادي بيان و ايجاد خفقان و محكومكردن صاحبنظران به خفهشدن را " ويژگي دولت مهرورز و اكثر اصولگرايان بدانم. توقيف مجلات و روزنامهها و وبسايتهاي منتقد دولت و همچنين تختهشدن در انجمنهاياسلامي و ديگر كانونهاي دانشگاهها (جز بسيج و نهاد) هم كه بر كسي پوشيده نيست.
2- وضعيت اقتصادي
تصميمات عجولانهي دولت مهرورز را براحتي مقايسه كنيد با 8 سال نخست وزيري ميرحسين، 8 سال دولت سازندگي و 8 سال دولت اصلاحات. كشور در مسير پيشرفت (هر چند با شيب كم) بود كه در پايان اين چهار سال به سراشيبي با شيب زياد رسيد. تورم و بيكاري و همهي چيزهايي كه خود ميدانيد.
3- سياست خارجي
"گفتگوي تمدنها"ي آقاي خاتمي و سرفرازياي كه ايراني در سطح جهان بدست ميآورد (با توجه به وجود دولت بوش كه ايران را محور شرارت ناميد) واقعا اميدوار كننده بود. اما گويا آقاي احمدينژاد رئيس جمهور جاي ديگرياست! در نزد اينآقا مردم ايران عزيزترند يا
مردم غزه و لبنان؟
4- ارزشمندي ايرانيبودن در كنار مسلمان بودن
نگرش آقاي احمدينژاد و عموم اصولگرايان به ارزش كمتر ايرانيبودن و اهميت كمتر به مسائلملي است. ميراث فرهنگي ما، تخت جمشيد و پاسارگاد و سايرين در نظر دولت نهم اهميتي هم داشتند؟ چرا بايد يكي از موارد اتهامي به نشريهي من "چاپ كردن طرح كوروش كبير" باشد؟!
5- آزادي اجتماعي
اين مقوله با آنكه شايد به اين زوديها در كشور ميسر نشود (بهدليل افكار متحجرانه بسياري از سياستمداران) ولي احتمال رسيدن نسبي به آن با انتخاب ميرحسين بيشتر است.
توضيح: اولا موارد بيشتري مدنظرم بود كه مهمهايشان را نوشتم. دوما هر دولتي هم خوبي داشته و هم عيب. چه دولت اصلاحات و چه دولت آقاي احمدينژاد. سوما اين موارد برداشتهاي شخصي من هستند و منظورم از طرح آنها متقاعد كردن شما نيست.
بدجور گير كردهايم ميان اين امتحانهاي ميانترم مزخرف. داريم نفله ميشويم. هر هفته يك امتحان. از همه بدتر اينكه امتحان روز 23 خرداد گويا افتاده آخر امتحانات و اين بدين معنياست كه بيچاره شديم. انگل را افتاديم، رفت. آخر چه فرقي ميكند انتخابات را عقب بيندازيد!پ.ن: خانم خبرنگار به همراه آقاي فيلمبردار خفتمان را گرفتند كه مصاحبه كن وگرنه ميرويم يكي بهتر را پيدا ميكنيم! من هم پس از چند ثانيه واكاوي شرايط معامله بدين نتيجه رسيدم كه بروند و يكي از ما بهتران پيدا كنند. مخصوصا آنكه سامان هم پيشم بود كه تنش ميخارد براي اينكارها.
خوب اگر بنده مصاحبه ميكردم چند حالت داشت:الف:من: شركت در انتخابات يك وظيفهي ديني و ملي و شرعي و خوبي ميباشد و ...
خانم خبرنگار: آفرين گلپسر خوب!ب:من: بنده در انتخابات شركت ميكنم چون ميخواهم كسي انتخاب شود كه صلاح مملكت را بداند و وضعيت زندگي ما خوب شود نهاينكه اين آقاي احمدي نژاد ....
خانم خبرنگار: متشكرم ... كات كن اصغر (اصغر اسم فيلمبردار است)
من: بذار حرفمو بزنم اين دولت مهرورز كه تحمل انتقاد هم نداره و نشريهام رو توقيف كرده ....ج:من: انتخابات بايد آزادنه باشه بريد جمع كنيد با اين شوراي نگهبان هركي رو ميخوايد انتخاب بشه صلاحيتشو تاييد ميكنيد....
خانم خبرنگار...؟ نيست!
آقاي پليس امنيتي: شما به علت تبليغ ضد نظام بازداشتيد.
پ.ن: با تشكر از صدف عزيز بهخاطر يادآوري غلت! هاي املايي.