بدجور گير كردهايم ميان اين امتحانهاي ميانترم مزخرف. داريم نفله ميشويم. هر هفته يك امتحان. از همه بدتر اينكه امتحان روز 23 خرداد گويا افتاده آخر امتحانات و اين بدين معنياست كه بيچاره شديم. انگل را افتاديم، رفت. آخر چه فرقي ميكند انتخابات را عقب بيندازيد!پ.ن: خانم خبرنگار به همراه آقاي فيلمبردار خفتمان را گرفتند كه مصاحبه كن وگرنه ميرويم يكي بهتر را پيدا ميكنيم! من هم پس از چند ثانيه واكاوي شرايط معامله بدين نتيجه رسيدم كه بروند و يكي از ما بهتران پيدا كنند. مخصوصا آنكه سامان هم پيشم بود كه تنش ميخارد براي اينكارها.
خوب اگر بنده مصاحبه ميكردم چند حالت داشت:الف:من: شركت در انتخابات يك وظيفهي ديني و ملي و شرعي و خوبي ميباشد و ...
خانم خبرنگار: آفرين گلپسر خوب!ب:من: بنده در انتخابات شركت ميكنم چون ميخواهم كسي انتخاب شود كه صلاح مملكت را بداند و وضعيت زندگي ما خوب شود نهاينكه اين آقاي احمدي نژاد ....
خانم خبرنگار: متشكرم ... كات كن اصغر (اصغر اسم فيلمبردار است)
من: بذار حرفمو بزنم اين دولت مهرورز كه تحمل انتقاد هم نداره و نشريهام رو توقيف كرده ....ج:من: انتخابات بايد آزادنه باشه بريد جمع كنيد با اين شوراي نگهبان هركي رو ميخوايد انتخاب بشه صلاحيتشو تاييد ميكنيد....
خانم خبرنگار...؟ نيست!
آقاي پليس امنيتي: شما به علت تبليغ ضد نظام بازداشتيد.
پ.ن: با تشكر از صدف عزيز بهخاطر يادآوري غلت! هاي املايي.